اشاره
قرن ها
پیش مرد و زن و کودکی تنها، چند قطعه سنگ سیاهِ ساده را از دل کوهی در
کنار مکه بریدند و بی هیچ ترکیب و تزئینی بر هم نهادند؛ یک مکعب که نامش
کعبه شد. داستان حج به همین سادگی شروع می شود. کعبه، قلب جهان است؛ نقطه
ثابتی که همه پیرامونش دایره وار در گردشند. درست
مثل کهکشان ها که تسبیح گوی دایره وار خداوندند. حج، نشانه است؛ تبلور
منظومه ستایش کیهان در برابر خداوند، قرار گرفتن یک بی نهایت کوچک در برابر
یک بی نهایت بزرگ و... . حج، داستانی بلند از همین رمزها و رازهاست .
واژه حج
واژه
حج (به فتح حاء) در لغت به معنی قصدِ همراه با حرکت است و واژه «مَحَجَّة»
به معنای راهِ همواره و مستقیمی است که انسان را به مقصد می رساند. نظر به
این که در زیارتِ کعبه و انجام مراسم آن، قصدِ سفر و حرکت نهفته است، آن
را حجّ نام نهاده اند. بنابر این، قبل از آن که حج حرکتی صوری، و سفری
ظاهری باشد، حرکتی درونی و سیر و سیاحتی باطنی است. فقط پرواز جسم نیست،
بلکه پرواز جسم مقدّمه ای برای پرواز روح است.